دیوانه عزیز:
یکی از مهمترین هنرهای من تاخیر است، فکر اینکه برای همه کارهای لازم وقت هست جز کاری که دلم میخواهد در لحظه واقع شود. تاخیر در فهمیدن یک عبارت، تاخیر در نفهمیدن یک نفر، که چه چیزی را باید سریع قطع کرد تا طعمش در کام بماند و تاخیر در سرعت لازم، در ضربه زدن به جایی و در لحظهای، مثلا یک پیت حلبی وقتی خوشحالی، و یا خوردن بستنی، وقتی همان لحظه در یک ارگان عجیب و غریب مشغول اجرای عملیات بحرانی عمرانی هستی و تاخیر در یک مشت به تهیگاه، وقتی میماند و بدل به عارضه میشود، در حافظه (که شاید بزرگترین دشمن من است) و در قسمتی از پشت بازو، وقتی مشت تو در شب، با کوررنگی همزمان است. کتاب همزمانی «ویلسون» را شاید ندیده باشی و حرف بر سر همزمانی است و تعبیر من اینکه همان محیطی که در آن درگیریم، توطئه همزمان عناصری است که در یک سطح حداقلی از آگاهی و اراده، ما را در معرض میگذارد. در معرض وضع قانون برای خودمان وقتی در بحرانیم، در خلاء غرقیم و از کمپلکس داریم وطن میسازیم. ما دقیقا وقتی قانون میسازیم که محیط در ما واقع نمیشود، وقوع مطلوب اتفاق نیستیم، کمایم، نیستیم و وجه غالب، جهانی است که همه در آن علیه تو همدستاند.
توضیح مبسوط باشد برای بعد واینکه چرا برخلاف میل اکنونم، تعدادی قانون را به جای متنهای آمادهام برای سرباز میگذارم. این اتفاق برای من همزمان نبود و نیست و من وجهان باز سر تعادل با هم به توافق نرسیدیم و این هم باشد برای بعد. تعدادی از بندهای پروتوکل خودم را برایت خوانده بودم، تعداد دیگری تولید کردم و البته تعدادی محصول سنتز من و زور اربیتال چند ماه اخیر بوده. کاری به نوشتههای بقیه ندارم، اما حواس خود را دوباره به این جهت جلب میکنم که توجه خواننده (تا جایی که در این مدت دستگیرم شده)، به جنبه سلبی و با ایجابی عبارت و متن نیست. خواننده تناقض را میخواهد که بخندد، ضربان قلب بیشتر و شاید ترشح سنتتیک آتروپین برای گشادی عروق و نشئگی. کلیت پروتوکل من مهم نیست و احتراما چند بند خفیف و ماخوذ به ادب را بدون شماره مربوط در متن مرور میکنیم با عطف توجه به: ویلسون، بی، هایات، بنکسی، و تمام کسانی که ذن را در لیوان چای حل کرده، سر میکشند.
قربانت
من.
از: Nergalian Protocol for MotherPhukers
یک- تنها سربازانی که کیرهای کوچک دارند، سلاحهای بزرگ میگیرند.
دو- بزرگترین سلاح سرباز قاشق او و بهترین سنگر او تخت اوست.
سه- جهان را کسانی بیشتر به گند میکشند که صبحها زودتر از خواب بیدار میشوند.
چهار- هر چیز که تو را نمیکشد، یک روز این کار را میکند.
پنج- ممکن است در روزهای عادی از یک اسب هم قویتر باشی، اما در روزهای غیر عادی یک اسب از تو قویتر است.
شش- وقتی کسی نمیداند، یعنی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
هفت- حرکت و زخم:
هفت-یک- هر حرکتی که میکنی زخم تو هم با تو حرکت میکند.
هفت- دو- در هر حرکتی از تو، این در ابتدا زخم توست که حرکت میکند.
هشت- در پایان این گلوله است که بودای کوچک توست.
نه- بعضی حرفها هستند که قبل از آنها باید سیگار کشید، بعد از بعضی باید عرق خورد، خارج از این دو، حرفها هیچ ارزشی ندارند.
ده- بزرگترین کار حادثه تبدیل است.
Nothing is True
Everything is Permitted