تبليغاتX
nocturnalplexus

nocturnalplexus

 

 

دیوانه عزیز

پشت بند چند کلمه ای از ما که لای سیم و خط به هم دست داد اگر کمی تعلل کردم، باور کن سعی داشتم که زودتر باشم و به متن و تعاطی کلاممان برسم، قبل از اینکه سعی کنم دژبان سیگارهایم را پیدا نکند، قبل از اینکه با سورچی قطار که نگو اسب و ماکیان بار کرده سر شماره صندلی و بخاری و مستراح بسته و آب خوردن دعوا بگیرم، و قبل از آنکه سوراخ جهان هی تنگ تر شود و ما لاجرم لیزتر. یا قبل یا بعد، باور کن زوال وقت ما آتی است پسر و الف آرامش را علف خرس عوام کرده اند. شده از همین الآنش هم که هستم شاید، نفهمم و باور کن بالکل معلوم نیست ابول چه کسی توی فوفول چه کسی است. دارم سعی می کنم مثلا فوتبال ببینمم و نباشد سر بی کله گی ام در توپ و بوق و ننه داور نشود دو- سه کلمه با رییسم حرف بزنم که حالا که ناف ما را به بیگاری و خاک و پخ که کشیده اید و ما گردنمان از صراط هم نازکتر، باقیات الصالحات در حق اموات خودتان هم که شده کفش کار بدهید اگر، از صدقه سر و مکنت و جلال اربابانی که با کارت استخر سپور خلوتشان، کرورها کرور وام و اعتبار و دست مریزاد و یاشاسین می گیرند، بگو ارزنی کم نمی شود. که بعد باز سعی کنم مدل گوشی و چسی فون و چارج اعتبار از بحر کنم و بین لفظ و اشتلم، حالی فلان درجه دار بکنم که سر ساعت نه و نیم شب، مرغ شرعی و متعهد هم کپ مرگش را نمی گذارد که من شب بیدار دمر شوم تازه، روی تختی که نداده اند. باور کن توی ترکم پسر. نگو دارم آدم می شوم و سعی می کنم بفهمم که نه متن و نه کلمه و نه «مرگ و پرگار» و لابد مهندسی به درد کار خاک و گل و حتی آقای مهندسی نمی خورد، عمله بهتر، عمله تر بهترتر، یلخی و «باس گئدسین». که با سینوس هایم کنار بیایم، با نق، و تا یک ماه واکسن هپاتیت ام پر نشده و سوزن واکسن آنفلوآنزا را توی کپلم ول نداده اند از کوت هزاری کل و گر و بیلمز زکام و عطسه نگیرم. که سرفه نکنم، که دژبان توی چشمم زل نزند که خالی کن جیبهایت را و من هی بخندم و پول دیه اش را از صفر حساب بیمه کم کنم. همین خب، داریم آب می رویم. هدر به هدر، داو قمار پوچ روی هیچ و نابود، اما هنوز نمی فهمم جایی که می شود توی مخ آدمها رید، چرا باید آنها را کشت؟

باری متن اگر درآمد و هرچه، روی ضرب تو بود و بی برگشت و ترک. فکر کن تخت من خود این متنی که شاید شده، شاید درآمده، که دراز کشیده ام و بدتر دکوراتیو تایپ این سیستم به هم خورده و نیم فاصله نمی اندازد، که وحید بخواند و مگسی شود و من هی دلم بخواهد ببینمش و باز نشود. که تک ضرب بنویسم و کو*ن لق فرم فقط، که چس ناله شود و کافه عوام لاستیک اتولمان را میخی نکنند و زهی که نخوانند که هدف نه پست بود و نه متن و نه ضد متن، هدف فقط سیبل مقابل بود، عدل اینجا، وسط پیشانی.

باقی بقایت، رعنا به قامت

از طرف: من – که سربازم-

 

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط nergal  |