در این گزارش، سقف به مسخرگی اسم خود لبخند متوسطی میزد، سقف خیلی خطر بود.
در شلوارم خطر زیاد شد
و منهای عوارض
شبیه گناهان نمرود شدهام
و عوارض کمخوابی
مثل اهلیـ ل رستم (منهای عوارض)
هر شب به خوابم تجاوزهای بد
میکند،
صبح خوابهایم را که بشمار
که صبح زود چرا کشآمد، خوشآمد،
شکل مثانهام پرپر میزند
برای،
و مثل،
زیر سقفی که از دست رفتی
یعنی هوا زیاد بود که از دست رفتی؟
من مسخره تو که نبودم که بروی
یا این که نمیشود اول نروی بعد بروی
آنور
یا ادرار دو شب پیش که نداشتم
که جلو جلو برانم
زیر تیغ آفتاب
که مسخره بود توی خیابان
کسی به تخمـجش هم نگرفت آفتاب را
یا محکم نگرفت، یا گرفت و
به ما نگفت
و ما را به گداز داد و ریشش را از ته زد با تیغ آفتاب
و صاف و صوف
مثل روده، رالی، خیابان،
که مسخره بود توی خیابان، و بودیم توی خیابان، ما به بازدید خود از محل جرم ادامه دادیم، به خود ادامه دادیم، و ادامه را هم شوهر دادیم، و گل و گشاد دادیم، و دادیم که دادیم، عارضه دادیم، مرض شدیم، جعفری را از خیارماست بهتر پسندیدیم و یک کوچه هم به نامش کردیم، روی کمپوتهای بواسیر یک کاغذ کوچک چسباندیم، و فکر کردیم با خوردن یک مشت زاناکس کمبودهای همه خوب میشود
و خوب با همه مهربان می شود،
و کمبودها قیف میشوند هزاران ردیف
و روی کمبود کاغذ چسباندیم، و روی قیف
و هزار یک عدد شد که از صد هم بیشتر شد،
هزار بار بدون عوارض
ادرار بار، ادبار بار،
اصرار موقت نکن، من دلم اسهال میخواهد،
یا مجانب ادرار شب پیش را به یاد داری
یا داری یا نداری،
من عارضه دارم که جلو جلو برانم بوق ممتد
و راه مستراح را باز، و این همه آدم جمع؟!
تو یک قانماز برقی هستی،
که توی مدارت قیف گذاشتهاند، برای، و مثل،
کیفت را دیدهام که پر از عوارض بود،
و از استفهام و انگاری پر بود، انکاری پر بود،
و پر بود از تمام آدمهای کوچه بالا، کوچه کمپوت
که آزمایش ادرار گرفتهاند، دادهاند، کردهاند، مردهاند،
آدمهای کم کیفیت
آدمهای مبهم
خفه نمیشود شد زیر سقفی که از دست رفتی
یعنی هوا زیاد بود که از دست رفتی؟
تو از توی قیف خواب میبینی، و رد میشوی از توی قیفی که خواب میبینی، و توی رگهایت که اندکی از یک تعدادی قیفهای یکطرفهها هستند یک عیبور میوقت خوچولویی، توی قیف لزجی که مثل روده کش میآید و راه میدهد که بپری با ملاج تا سقف که خیلی خطر بود، تا انتهای سزارین فلسفه از پشت که خواب میروی،
باد میروی به هرجا و به سوی
احتراما قیف تو کشیدهتر برای،
و راهتر، بغل من، خوابتر من میشوی، و مثل،
خفه زیر سقفی
خفه برای عوارض خفگی
که از دست رفتی، که رفتی برای هوا جانکم،
خطر خیلی عارضه داشت؟ خطر درد کرد؟
داشت و کرد یا نداشت که نداد؟
یعنی هوا خیلی زیاد بود که از دست رفتی؟