اين خيلي بد است كه شب تا كمر خم نمي شود، كَسي
و ماه در پسكوچه ها اماله نمي شود، كَسي
تجاوز نمي شود، كَسي
تلو تلو
يا خورشيد را زير دندانهاي مفتولي له نمي كند
كَسي كه خِرچي صدا نمي دهد
يا خيلي مزخرف است كه من
پايم را تا ته در حلق دكتر نمي كنم
تا سرشار از بيزوكوديل
شماره آقاي اورژانس را بگيرم
كه وقتي بالا مي آورم
از آسمان حداقل
چيزي نگويد
توي سِرُم، چيزي نريزد.
يا خيلي بي خود است كه
كسي صبحها تا بيمارستان يورتمه نمي رود
تا سر وقت با همه كاري نداشته باشد،
تا وقتي بالا مي آورد
توي جيب خودش آويزان بماند
و پولهايش را بشمارد
يا خيلي بد است
كه مستراح
كه پروتوكول نارنجي ندارد
آب ندارد
لوله ندارد
آسانسور ندارد
غريق ندارد
شيدا ندارد
و هر ننه قمري
يك راست مي رود
روي آثار يك ننه قمر ديگر
حرف مي زند
و كار مي كند
ومن از پاشنه در مي روم
تا پذيرش را بكنم
به از كمر به پايين دكتر
و له كنم
و آبها را خفه كنم، گل بمالم
و بالا بياورم
و همه جا را با لگد
مال مالي كنم
فشششي آب بريزم
فرانشيز بس.
و خيلي بد است كه پشت خيابانها را روي چشم چراغ قرمز
داغ نمي كنند
هيلي ويلي نمي گذارند
تا من برگردم
و از تمام زنان بد دنيا
احساس رضايت كنم.
من خيلي بد است كه باز الكل مي خواهد
يا خيلي بد است
كه همه روده ها
به يك سوراخ ختم مي شود
تا روي شيافها مصرف داخلي راه بيندازد، چهار تا ببيند
و عكس تمام زنهاي لختي را يادآوري كند، چهار تا ببيند
و به آنها بيتركس بزند، چهار تا ببيند
و قبل از تاريخ انقضا
پركنده ها و نانازها را سوا كند، و چهار تا ببيند
اين خيلي از فاجعه است
كه براي كابوس صبح
بايد از همه كلاغها طلب خفه خون كنم
يا مگر بد است
كه زنبورها روي نتهاي سردرد فاصله كمتري نگذارند.
فاجعه است. بله فاجعه است.
همه دماغها روي همه صورتها پخش شده
و هيچ صورتي نيست كه از دو دماغ آكنده باشد
يا از دماغها استدعا بدارد
براي بو كشيدن هر چيزي كه بو مي دهد
براي بو كشيدن هر چيزي كه بو نمي دهد
هر كَسي كه نمي دهد
يا بوي الكل مي دهد
يا نمي دهد
يا از اينكه اينهمه مزخرف گفتم
اين تنها
احساس افتخار بود به من دست داد
و من هم
به او دست دادم
و به همه زنهاي لختي دست دادم
با اينهمه
كسي كه پا نمي دهد
نه نمي دهد.